در حالی که عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی در روز سهشنبه ۱۱ فروردین وارد سیودومین روز شده، یکی از مهمترین نشانههای فرسایش ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، نه فقط کشته شدن پیاپی مقامهای ارشد، بلکه ابهام فزاینده درباره جانشینان آنها است؛ ابهامی که از یکسو میتواند ناشی از ناتوانی در بازسازی سریع ساختار فرماندهی باشد و از سوی دیگر، این احتمال را تقویت میکند که جانشینان تعیین شدهاند، اما از بیم هدف قرار گرفتن، نامشان بهطور علنی اعلام نمیشود.
این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که راس هرم قدرت نیز خود در وضعیتی مبهم قرار دارد. پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای بهعنوان جانشین او انتخاب شد، اما از همان آغاز، وضعیت جسمی و توان واقعی او برای اعمال اقتدار محل تردید بود.
رسانههای حکومتی هم در توصیفی معنادار از او با عنوان «جانباز جنگ رمضان» یاد کردند؛ توصیفی که هم تاییدی بر مجروحیت شدید او در حمله ۹ اسفند به دفتر و محل زندگی علی خامنهای تلقی شد و هم بر ابهامها درباره وضعیت سلامتی و میزان حضور موثر او در روند تصمیمگیریها افزود. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا نیز در چند سخنرانی اخیر خود تایید کرده که «خیلیها میگویند او [مجتبی خامنهای] بهشدت آسیب دیده و برخی میگویند یک پایش را از دست داده است».
در چنین وضعیتی، بسیاری از انتصابهای کلیدی که در شرایط عادی باید با نظر مستقیم رهبر نظام انجام شوند، یا معلق ماندهاند یا در سکوت و پنهانکاری دنبال میشوند.
یکی از مهمترین این خلاها در ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دیده میشود که پس از کشته شدن محمد باقری، رئیس این ستاد در جریان جنگ ۱۲ روزه، عبدالرحیم موسوی با حکم علی خامنهای به این سمت منصوب شد، اما او نیز روز ۹ اسفند، همراه خامنهای کشته شد و با گذشت ۳۲ روز از آن زمان، هنوز هیچ جانشین رسمی برای او معرفی نشده است. در نتیجه، وضعیت اداره نهادی که در هماهنگی میان ارتش، سپاه و دیگر شاخههای مسلح نقش حیاتی دارد، همچنان در ابهام است. مضاف به اینکه معاونان کلیدی این ساختار نیز در موج قبلی حملات کشته شدند و اکنون نهتنها راس ستاد کل، بلکه سطوح عملیاتی و اطلاعاتی آن نیز با خلا جدی مواجه است.
یک خلا مهم هم در وزارت اطلاعات دیده میشود. پس از کشته شدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، ساختار این وزارتخانه عملا دچار شوک شد. اهمیت این مسئله فقط در حذف یک وزیر خلاصه نمیشود، زیرا وزارت اطلاعات در جمهوری اسلامی یکی از ستونهای اصلی کنترل داخلی، ضدجاسوسی و هماهنگی امنیتی است.
علاوه بر اسماعیل خطیب، شماری از معاونان ارشد او در این وزارتخانه، از جمله اکبر غفاری، قائممقام وزارت اطلاعات، نیز در حملات اسرائیل کشته شدند. در نتیجه، روشن نیست اکنون چه کسی عملا هدایت این وزارتخانه را در دست دارد و چرا هیچ نامی بهطور رسمی اعلام نمیشود.
وضعیت در سازمان بسیج مستضعفین نیز مشابه است. غلامرضا سلیمانی، فرمانده کل بسیج، از جمله چهرههای ارشد کشتهشده در این جنگ، در سالهای اخیر در سرکوب اعتراضها، گسترش ایستبازرسیها در محلات و نظامیسازی فضای شهری نقش مهمی ایفا میکرد. با وجود اهمیت فوقالعاده بسیج برای کنترل خیابان و سرکوب داخلی، هنوز جانشین رسمی او بهصورت علنی معرفی نشده است. این سکوت، در شرایطی که پس از کشتار گسترده دیماه ۱۴۰۴ و افزایش خشم عمومی، حکومت بیش از هر زمان دیگری برای مقابله با فروپاشی به نیروی سرکوب در داخل نیاز دارد، معنادارتر به نظر میرسد.
در نیروی دریایی سپاه هم وضعیت روشن نیست. با کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، یکی از مهمترین ارکان راهبرد دریایی جمهوری اسلامی که مسئول اصلی اجرای سیاست کنترل و بستن تنگه هرمز و یکی از ستونهای بازدارندگی تهران در برابر آمریکا و متحدانش به شمار میرفت، از میان برداشته شد.
حذف تنگسیری، تنها حذف یک فرمانده میدانی نبود، بلکه ضربهای مستقیم به راهبرد دریایی جمهوری اسلامی در خلیج فارس محسوب میشد. با این حال، تا این لحظه نام جانشین رسمی او بهطور عمومی اعلام نشده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
وضعیت اداره وزارت دفاع جمهوری اسلامی هم مشابه دیگر نهادهای نظامی است. عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع دولت پزشکیان، در حملات ارتش اسرائیل به تهران کشته شد و یک روز بعد، خبرگزاریهای تابناک و صابریننیوز، نزدیک به سپاه پاسداران، همراه با کانال ۱۲ اسرائیل اعلام کردند مجید ابنالرضا که بهعنوان وزیر دفاع جدید انتخاب شده بود، هم کمتر از ۱۲ ساعت پس از این انتصاب، کشته شد.
با این حال رسانههای حکومتی روز یکشنبه هفته جاری، به نقل از وزارت دفاع جمهوری اسلامی مدعی شدند که مجید ابنالرضا با وزیر دفاع ملی دولت ترکیه گفتگو کرده و زنده است. در نتیجه ابهامها درباره وضعیت سلامتی سرپرست وزات دفاع جمهوری اسلامی ادامه دارد و ابنالرضا نیز هنوز مقابل دوربینهای تلویزیونی ظاهر نشده است.
در کنار اینها، جایگاههای امنیتی و اطلاعاتی مهم دیگری نیز وجود دارند که خلا در آنها همچنان پابرجا است. غلامرضا رضاییان، رئیس سازمان اطلاعات فراجا، کشته شد و با وجود اهمیت این نهاد برای جمهوری اسلامی در رصد داخلی، کنترل شهری و سرکوب مردم، هنوز هیچ جانشین شناختهشدهای برای او معرفی نشده است.
در ساختار اطلاعات سپاه نیز وضعیت بهتر نیست، زیرا محمد کاظمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، همراه با حسن محقق، جانشین او، و شماری دیگر از مقامهای اطلاعاتی سپاه پاسداران کشته شدند و این یعنی نهفقط راس، بلکه لایههای دوم و سوم این ساختار نیز حذف شدهاند. با این حال، حکومت همچنان از اعلام رسمی نام مسئولان جدید خودداری میکند.
در سطح تصمیمگیری دفاعی و امنیتی، کشته شدن علی شمخانی حلقه دیگری از این زنجیره بود. او بهعنوان دبیر شورای دفاع و یکی از قدیمیترین چهرههای راهبردی نظام، در اتصال سطوح سیاسی و نظامی نقش مهمی داشت. حذف او، بهویژه در کنار کشته شدن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ضربهای مستقیم به هسته تصمیمسازی امنیتی جمهوری اسلامی بود. برای علی شمخانی نیز هنوز جانشینی معرفی نشده است.
این در حالی است که طی ۴۸ ساعت گذشته و همزمان با افزایش چشمگیر حملات هدفمند ارتش اسرائیل به برخی واحدهای مسکونی، گزارشهای غیررسمی از تلاشهای دولت بنیامین نتانیاهو برای حذف چهرههای باقیمانده از مقامهای باسابقه جمهوری اسلامی منتشر شده؛ از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و پرنفوذترین چهره کنونی حاکمیت که دونالد ترامپ نیز از مذاکره با او سخن گفته است و احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پاسداران، که گفته میشود در فهرست اهداف احتمالی قرار دارد.
اکنون آنچه در عمل دیده میشود، فقط حذف افراد نیست، بلکه نوعی فلج شدن فرایند جانشینسازی از سوی اسرائیل و آمریکا است. در نظامی که بسیاری از سمتهای کلیدی، بهویژه در حوزههای امنیتی و نظامی، باید با نظر مستقیم رهبر تثبیت شوند، مجروح بودن یا غیبت مجتبی خامنهای و نامشخص بودن میزان اقتدار او، این بحران را تشدید کرده است. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی نهتنها با کمبود فرمانده و مدیر ارشد روبرو است، بلکه با بحران تصمیمگیری درباره اینکه چه کسی باید جای آنها را بگیرد، نیز مواجه است.
در همین حال، حتی در مواردی که احتمالا جانشینان تعیین شدهاند، پنهان نگه داشتن نام آنها خود نشانهای از عمق ناامنی است، زیرا به نظر میرسد تصمیمگیران اصلی گمان میکنند در شرایط برتری اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا و تداوم حملات هدفمند، اعلام نام افراد جدید میتواند آنها را بلافاصله در معرض ترور قرار دهد. همین مسئله باعث شده است جمهوری اسلامی در وضعیتی متناقض و پیچیده قرار گیرد؛ اینکه اگرچه برای طولانیتر شدن عمر خود به جانشین نیاز دارد، برای حفظ جانشین، باید از اعلام او خودداری کند.
در تازهترین خبر از کشته شدن چهرههای کلیدی نظام، رسانههای حکومتی ایران ظهر سهشنبه ۱۱ فروردین خبر دادند که «سردار سرلشکر جمشید اسحاقی»، معاون طرح و برنامه ستاد کل نیروهای مسلح، در حملات هدفمند ارتش اسرائیل کشته شده است. بر اساس این گزارش، پنج نفر از اعضای خانواده او نیز در این حمله کشته شدند.
جمشید اسحاقی علاوه بر جایگاه نظامی تاثیرگذار و مهم، در دور زدن تحریمهای نفتی نیز نقش مهمی داشت و به همین دلیل در فوریه ۲۰۲۵، نامش در فهرست تحریمهای دولت ترامپ قرار گرفت.

